لينکستان  مصاحبه و تحليل  صفحه ادبی  تذ کره البلاگ  اخبار اينترنت و کامپيوتر  كاريكاتور  پاسخ به سئوالات فني  پيام به جارچی 
صفحه آموزش فلش
 


ايميلتان را وارد كنيد تا ارسال مطلب جديد را به شما خبر دهيم  


powered by Bloglet




Wednesday, November 01, 2006


تغيير نقش دولت( مسعود بهنود)

٭٭٭

بررسی تاريخ معاصر نشان می دهد از زمانی که با بالارفتن بهای نفت احساس ثروتمندی در وجود مديران ايراني رخته کرد، ديگر در جلد خود نگنجيدند. از همان زمان جنگ نهانی نفس گيری هم بين کارشناسان ايرانی و مستشاران خارجی از یک سو و مديران کارنشناس اما صاحب قدرت کشور از سوی ديگر شروع شد.
گروه اول بر اساس دانسته های خود هشدار عمل به برنامه ای حساب شده را توصیه می کردند و گروه دوم بر اساس ندانسته های خود می خواستند تند و سريع کار را به سامان برسانند و البته که مقصودشان هم جز رستگاری ايران و سعادت مردم نبود.
در آن سال های دور سيد ضيا، در سال های ميانه آخرين شاه و حالا آقای احمدی نژاد. اين هر سه صفت های بزرگ "انقلابی" هم بر کار خود نهادند و مردم را به دعاگوئی خود نشاندند. زمانی که شاه سهام املاک سلطنتی و بعد سهام کارخانجات دولتی را بين کشاورزان و کارگران تقسيم کرد [ مورد دوم درست کامل همان کاری است که دو روز قبل آقای احمدی نژاد انجام داد] گمان داشت که کشاورزان و کارگران را برای همه عمر وامدار خود کرده است. عکسی که کشاورزی را نشان می داد که برای سپاس بوسه بر کفش های براق شاه می زند، تا سال ها زيب پوسترهای اصلاحات ارضی و گزارش های خارجی از ايران بود.
آن مردم ساده دل و محروم [هم از نظر اقتصادی و هم فرهنگی] هم در آن روزگارکه [به چشم ديدم در نطنز که] آمده بودند تا فرزند خود را در راه شاه قربان کنند و هم امروز که پشت اتومبيل می دوند تا نامه خود را به دست احمدی نژاد برسانند نه چنان است که اعتقاد داشته باشند اينان با عالم بالا متصلند [ چنان که هر دو نفرشان چنين ادعايی کرده اند] بلکه اين شور بدان سبب است که می دانند اين ها کليد صندوقچه نفت را در دست دارند و می توانند دست در آن کنند و بر آنان درم بیفشانند. مردم برای مقسم درآمد نفت شعار می دهند و گريه می کنند و می دوند. وگرنه برخورد بعدی با شاه همان بود که در پايان کارش ديديدیم و آقای احمدی نژاد هم سه سال پيش اگر به يکی از اين شهرهای که می رود گذر می کرد و هزار تومان پول خرد می خواست مردم ساده روستائی از وی دريغ داشتند مبادا اين شهری کلکی در کارش باشد.
و اين درآمد نفت نه فقط کسانی را که آمادگی داشتند به چنان جائی رساند بلکه سهم و نقش دولت را هم به يکباره دگرگون کرد. درست است که کسانی را فريب داد تا گمان کنند که می توانند به ضربتی جامعه ايران را به "تمدن بزرگ" و يا " جامعه علوی نمونه" برسانند اما اين فريب می توانست در حد مجال آن کسان محدود ماند، تغيير کارکرد دولت را ولی چه بايد کرد. امری که انقلابی بزرگ هم تغييرش نداد.
دولت ها در همه جهان توسط مردم برگزيده می شوند تا خدماتی ارائه دهند. بدين معنا که امور را به گونه ای بگردانند که با ماليات و درآمدهای ديگر گردشی متوازن در کارها پديد آید. در نمونه جهانی [ چه کشورهای ثروتمند و چه فقير] دولت از خود چيزی ندارد مامور تنظيم و توزيع اقتصادست. اما در روايتی که در اين هشتاد و چند ساله در ايران جا افتاده دولت کسی است مانند مامور گيشه پرداخت بانک. کسی که بايد پول بشمارد و توزيع کند. همان طور که بازنشستگان ساده دل هنگام دريافت حقوق و وظیفه خود از مامور بانک سپاسگزارند که پولشان را به دستشان می دهد.
ديروز در خبرها بود در حالی که شرکت نفت سهم خود را از مخارج سفرهای استانی رييس جمهور قبلا تامين کرده است اما باز از شرکت نفت خواسته شده دويست ميليارد برای همين سفرها به دفتر رييس جمهور برسانند. بعضی اعضای هيات مديره مخالفند. البته اگر در مخالفت بمانند عوض خواهند شد، استدلال هم اين است که مگر رييس جمهور برای جيب خودش می خواهد، نه، برای دادن به مردم محروم می خواهد، پس کارشکنی در اين کار علاوه بر اين که از نظر اداری خلاف است ممکن است عقوبت شرعی هم داشته باشد.
اين فروختن آينده مردم و با آن محبوبيت خريدن، از بدترين انواع اختلاس و سوء استفاده از بيت المال است اگر بدان دقت شود. آن وقت دولتی که به اين اندازه اهل تدليس و اختلاس است گاه ماموران محلی شهرهای دور را مواخذه و بلکه برکنار می کند که چرا از اتومبيل دولتی متعلق به بيت المال سوء استفاده کردی و با خانواده ات در حال رفتن بيرون شهر بودی. به عمل صدام حسين می ماند که در اوج تحريم های اقتصادی عراق که مردم بدون دارو و نان بودند و بچه ها تلف می شدند پنجاه کاخ ساخت در حاشيه دجله و فرات، کاخ های افسانه ای، اما عدی فرزندش در خيابانی در بغداد نانوائی را به جرم گرانفروشی به مردم عزیز عراق کشت. البته که جرم گرانفروشی در دوران سختی و جنگ گزاف باید بود.
وقتی نقش دولت ها شد تقسيم و توزيع پول نفت، به همان نسبت شعارها نيز ارتفاع گرفت، به همان نسبت گشاده دستی معمول گشت. اعلام ناگهانی تعطيل سه روزه کشور از همين دست گشاده دستی هاست که به قصد خريد محبوبيت انجام می شود اما گيرم گاهی سرانگبين هم صفرا می افزايد، مانند همين تعطيلات که زندگی همه را به هم ريخت و مردم را نگران و آشفته قرارهائی کرد که برای آن دو روز داشتند، بر محبوبيت نیفزود بلکه نمايندگان هوادار دولت را هم برانگيخت که از دولت مهرورزی بخواهند که بدون مطالعه و مشورت دست به کارهای خلق الساعه نزند.
شعارها که گفتم ارتفاع گرفت در يک زمان بدان جا رسيد که شاه سابق هر سال طرحی نو به جهان داد، يک بار برای مبارزه جهانی با بی سوادی زمانی با اختصاص يک روز بودجه خريد سلاح برای کمک به فقرا، و آقای احمدی نژاد هم با پيشنهاد فروش نفت ارزان به فقيران – از روی سرمشق چاوز که با توزيع بنزين در پمپ بنزين محلات سياه نشين نيويورک خودش را تبديل به موضوع طنزها کرده است -. و اين گشاده دستی تا جائی می رود که هوس جمعيت صد و پنجاه ميليونی می کند، و در سخنرانی برای مردم ورامین به غرب پيام می دهد که سلاح های هسته ای خود را از ميان ببرند و بيايند نفت با پنجاه در صد تخفيف بگیرند. چون او صندوقدار شرکت نفت است و به خیال خود از همين کیسه می تواند داد.
شاه سابق ايران، بعد از بيست دوم بهمن سال 57 زمانی که دانست هيچ دروازه ای در دنيا به روی او و خانواده اش باز نيست و هيچ کجا او را با تن رنجورش، حتی برای مداوا، راه نمی دهند، به باور من حتما به آن صحنه هائی که در مراسم استقبال از وی آفريده می شد -. يک ميليون نفر در مکزيک، صدها هزاران در کاراکاس، خيابان در خيابان در اردن و مراکش - فکر کرده بود. به باورم چه بسا با خود گفته بود پس آن جمعيت برای من نبودند بلکه به پیشواز نفتی آمده بودند که کلیدش دست من بود. او رفت و همه آن چه از خزانه ما پرداخته شده بود بی اثر ماند، حتی وقتی به صورت سرمايه گذاری در مصر، سنگال و نقاط دیگر جهان مصرف شده بود.
وقتی اميرکبير فرمان آزادی استخراج از معدن های کشور را برای اتباع ايران صادر کرد، وقتی ميدان داد که معدن مس قراچه داغ به کار افتد و آهن ماسوله به توليد رسد، و زمينه را برای تاسيس کارخانه های پارچه بافی، شکرريزی، چينی و بلورسازی، کاغذ سازی، چدن ريزی فراهم آورد. وقتی برای تاسيس کارخانه های پارچه بافی با مشکل مقاومت انگليسی ها روبرو شد که نگران بازار ماهوت و کودری خود بودند و امیر در نامه ای به سفير انگليس پيشنهاد خريد کارخانه پارچه بافی داد و از داود خان خواست ترتيب استخدام دو استاد ماهوت باف انگليسی را بدهد و شش صنعتکار به روسيه فرستاد و دو تن به عثمانی، وقتی صنيع الدوله از دست روس ها به فغان افتاده بود که برای آن که کارخانه قند ايران پا نگيرد قند خود را ارزان وارد بازار می کردند، کردند تا زمانی که صنعت نوپای قند به زانو درآمد. در همه اين موارد دولت ها به وظيفه خود عمل می کردند، درگير آن بودند که خرج و دخل را مساوی کنند. همان وظيفه که امروز همه دولت های جهان دارند. اما از زمان که اين نفت وارد رگ و پی جامعه ايرانی شده اصلا دولت ها در خود نيازی به مجادله ای احساس نمی کنند. همين دولت فعلی راه حل مبارزه با گرانی را نه تدبير اقتصادی بلکه صدور فرمان واردات دانسته است.
شيل سفير بريتانيا در ايران که اميرکبير را تحسين می کرد اما بزرگ ترين دشمن او بود، زمانی در گزارشی به پالمرستون نخست وزير بريتانيا از وی خواست با پيشنهادهای اميرنظام موافقت کند "چرا که زيانی برای ما ندارد و احتمال نمی رود که نقشه اش دوام زياد يابد" اينک صد و پنجاه و شش سال از آن زمان گذشته است. در اين فاصله دنيا دگرگون شده اما صورت مساله ايران تغييرزيادی نکرده، هنوز نيز گمان نمی رود کسانی دوام بياورند که اميرکبیری کنند، بلکه در مقابل تا بخواهی شعار و فريب و گشاده دستی از کيسه صاحب خانه که همان مردمی باشد که منت می پذيرند و آينده شان فروخته می شود برای خريد هورای آنان.....



Saturday, October 28, 2006


گزارش گاردين از تهران: / افزايش جمعيت براي مقابله با غرب! (رابرت تايت، تهران)

٭٭٭

محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، خواستار افزايش زاد و ولد در ايران شد تا جمعيت اين کشور به 120 ميليون نفر برسد و بتواند در مقابل غرب بايستد؛ اين در حالي است که او اعلام کرد که توانايي اتمي کشور به ده برابر خواهد رسيد.
آقاي احمدي نژاد به نمايندگان مجلس گفت که قصد دارد سياست کنترل جمعيت، که ايرانيان را تشويق مي کند که فقط دو فرزند داشته باشند تغيير بدهد. در اين صورت زنان کمتر کار مي کنند و به "وظيفه اصلي" شان که همان تربيت فرزند است، مي پردازند.
انتقاد هاي او گريبان روحانيون ارشد را که موافق با سياست هاي رسمي کشور مبني بر کنترل جمعيت کشوري که بيش از 70 ميليون نفر جمعيت دارد را هم گرفت. دولت از راه هاي جلوگيري از بارداري مثل عقيم کردن زنان، وازکتومي و جلوگيري طبيعي زوج هاي جوان، حمايت مي کند. همچنين ايران کارخانه توليد کاندوم دارد.
آقاي احمدي نژاد گفت: «من مخالف شعار دو بچه کافي است، هستم. کشور ما ظرفيت زيادي دارد. آنقد ر ظرفيت دارد که بچه هاي زيادي در آن رشد کنند. ظرفيت ايران حتي گنجايش 120 ميليون نفر را دارد. غربي ها با مشکلات زيادي مواجه هستند. زيرا رشد جمعيت شان سير نزولي دارد و آنها نگران اند و از اين بيم دارند که ما با افزايش جمعيت مان بر آنها غلبه کنيم».او اعلام کرد که قصد دارد قانوني را به تصويب برساند که بر اساس آن ساعت کاري زنان مطابق با تعداد فرزندانشان تنظيم شود و زنان بتوانند با حقوق کار تمام وقت، نيمه وقت کار کنند. با اين هشدار، منتقدان واکنش نشان دادند و گفتند که اظهارات رئيس جمهور در حالي که ايران زير فشار تورم و رشد بيکاري که طبق آمار هاي غير رسمي به 25 رسيده است، دارد خرد مي شود، غير منصفانه است.
روزنامه اصلاح طلب اعتماد ملي هشدار داد که ايران براي چنين نظرات غير کارشناسي بايد هزينه هاي گزافي بپردازد. رئيس جمهور غافل از اينکه غلبه بر غرب با افزايش جمعيت ميسر نمي شود و اين برتري بايد در عرصه تکنولوژي، دانش، رفاه و امنيت باشد، چنين اظهاراتي را مطرح کرده است.
اين گفته هاي احمدي نژاد، متاثر از گفته هاي آيت الله روح الله خميني، بعد از انقلاب اسلامي سال 1979 است. اين سياست منجر به انفجار جمعيت شد اما به دليل مشکلات اقتصادي رشد جمعيت از 3.2 در صد در سال 1986 به 1.2 در صد در حال حاضر رسيد که اين روند شباهت زيادي به آمريکا دارد.
به علاوه، آقاي احمدي نژاد در سخنراني ديگري در خارج از تهران اعلام کرد که تلاش هاي غرب براي غلبه بر برنامه هاي اتمي ايران، شکست خورده است. او اعلام کرد: «آنها بايد بدانند که امروز توانايي ملت ما نسبت به چنين روزي در سال گذشته، ده برابر شده است».
اين اظهارات در حالي که شوراي امنيت سازمان ملل متحد در حال تهييه قطعنامه اي براي تحريم محدود ايران به دليل متوقف نکردن غني سازي اورانيوم است، با حمايت مردم مواجه شد. ايران بر صلح آميز بودن برنامه هاي اتمي اش اصرار دارد و آقاي احمدي نژاد هم مجددا اعلام کرد که کشورش آماده گفتگو با غرب درباره برنامه هاي اتمي است.
منبع: گاردين، 24 اکتبر 2006

نئوكان‌هاي آمريكا نگران نباشند! (احمد زيدآبادي)

٭٭٭

محافظه كاران جديد در آمريكا نبايد نگران پيشبرد برنامه سياسي خود در ايران باشند، چرا كه در داخل ايران عده‌اي سخت مشغول زمينه‌سازي براي موفقيت آنهايند.
اين عده، به آن چند چهره جنجالي كه نئوكان‌ها دل به آنها خوش داشته‌اند و مقام‌هاي امنيتي ايران نيز آنان را به عنوان پياده نظام آمريكا معرفي مي‌كنند، كمترين شباهتي ندارند و اساسا ظن و گماني هم به آنان نمي‌روند.
به گمان من، عده‌اي كه براي موفقيت سياست محافظه‌كاران جديد آمريكا كمر همت بسته‌اند، در نهادهاي تصميم‌گيري ايران جا خوش كرده‌اند، كه نمونه‌اي از آنها هيئت نظارت بر مطبوعات است.
ظاهرا كار اين هيئت محدود شده است به اينكه در بين جمعي جوان روزنامه‌نگار كه نه داعيه سياسي دارند و نه اصولا دنبال دردسر مي‌گردند، تخم كينه عليه نظام سياسي حاكم بپاشد.
اگر جز اين است چه توجيهي مي‌توان براي توقيف روزنامه بي‌آزار روزگار كه با هر سازي كه زدند، رقصيد، پيدا كرد؟
مسلما، اعضاي هئيت نظارت و بويژه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد كه شهرت بسزايي در سانسور اهل قلم و فرهنگ به هم رسانده است، از اينكه جمع روزنامه‌نگاران بيكار شده، به دليل مزاج ملايم خود سر و صدايي به پا نمي‌كنند، بسيار خوشحال خواهند شد و بالا رفتن از ديوار كوتاه اهل مطبوعات را براي خود بي‌هزينه خواهند يافت، اما اين خوشحالي نتيجه كوته‌بيني است، زيرا در دل و روح تك تك كساني كه از كار حرفه‌اي خويش و آب باريكه‌اي براي امرار معاش خانواده خود محروم شده‌اند، بغض و كينه‌اي نسبت به نظام سياسي ريشه خواهد زد كه در جاي خود بروز خواهد يافت.اگر تصميم‌گيران اين كشور و كساني كه از بد حادثه در جايگاهي مانند هيئت نظارت بر مطبوعات قرار گرفته‌اند، كمترين دركي از تحولات جهان و روانشناسي اجتماعي داشتند، براي حفظ منافع و قدرت خود هم كه شده، به سمت بستن اندك روزنه‌هاي تنفس جامعه حركت نمي‌كردند، اما دريغ كه در بين بسياري از حكومت‌گران، فهم و آگاهي دوران قحطي خود را طي مي‌كند و تلاش فرهيختگان جامعه براي نجات آنها از اين قحطي زدگي نيز جرم تلقي مي‌شود.
در چنين زمانه‌اي بهتر آن است كه خاموش بود تا واقعيت خود روزي به سخن آيد، اما گويا به قول عين‌القضات همداني، اگر گويم نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد!...



Thursday, October 26, 2006


وبلاگ پاسدران و بررسی خرید و فروش سرویسهای وبلاگ فارسی

٭٭٭

سلام

من در مورد پشت صحنه سایتهای وبلاگهای ایرانی هیچگونه اطلاع شخصی ندارم و در مورد صحت و سقم مطلب زیر هم هیچگونه نظری نمی توانم بدهم. و صرفا این مطالب جهت اطلاع در اینجا به نقل از وبلاگ پاسداران به عرض شما می رسد:

بسم الله .
خواهر وبلاگ نویس .

برادر وبلاگ نویس . چند تا خبر را کنار هم بگذار :
- داماد سید مصطفی تاجزاده ، رئیس معزول ستاد انتخابات وزارت کشور به جرم دستکاری در نتایج انتخابات مجلس ششم ، و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مدیر جدید بلاگفا معرفی شده است
- این مسئولیت ؛ از سوی خریدار پشت پرده سرویس بلاگفا به وی سپرده شده است.
- دکتر بوترابی ، عامل اصلی پشت پرده دعاوی حقوقی میان خریدار و فروشده سرویس بلاگفا است. بوترابی ، همان کسی است که درحقیقت در حال خریدن بلاگفا است.
- نماینده حقوقی بوترابی ، به نیابت از او ، در حال به خطر انداختن موجودی وبلاگهای روی سرور بلاگفا است. در صورت ضرورت ، می خواهند بلاگفا را با شکایت ، مسدود کنند.
- همسر آقای بوترابی ، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و بنا به برخی گفته ها ، مسئول شاخه بانوان است.

- آقای دکتر بوترابی ؛ در حال تهیه یک لیست انتخاباتی برای شورای شهر تهران است
- آقای دکتر بوترابی ، با کمک برخی عوامل مرتبط خود در سرویس های خبری از جمله برخی خبرگزاریهای کاملا غیر مرتبط با حوزه فناوری اطلاعات ، اقدام به تبلیغات به نفع سرویس خویش کرده و گاها ؛ منافع ملی را نیز در این جریان زیر ضربه می گیرد.
- و در نهایت ، تمام این کارها را آقای دکتر بوترابی ، به اسم من و تو و به پشتوانه پست های من و تو انجام می دهد و همه جا می گوید سرویس وبلاگ من ، 13 میلیون پست دارد. انگار همه پست ها را خودش نوشته .
بوی بد و آلوده بهره برداری سیاسی از سرمایه های فکری مان ، به مشام می رسد.
مواظب باشیم . حواسمان جمع باشد. خبرهایی هست. دوباره می خواهند به نام مردم ، به نام فرهیختگان ، به نام جوانان، به نام نویسندگان ، به نام وبلاگ نویسان و به نام همه ، کرسی های قدرت را بکام خود کنند.
اینها همانهایی هستند که می شناسیم . دقت کنیم . چشمان تیز بین خود را روی آنها متمرکز کنیم .
پی نوشت :
· یادش بخیر آنروزی که خیلی ها انتخاب شدن وبلاگ من بعنوان دومین وبلاگ برتر پرشین بلاگ را تبریک گفتند ، گفتم که من به هیچ وجه برای این موضوع اهمیت قائل نیستم و اصولا هیچ دلیل و معیاری برای انتخاب شدن وبلاگم ، جز دلایل سیاسی برای بالانس انتخابها در میان صاحبان سلائق سیاسی نمی بینم .

البته یک مطلب قدیمیتر و مفصلتر هم در همین رابطه در وبلاگ پاسداران که بنا به آخرین پست به سرویس پارسی بلاگ منتقل شده وجود دارد.



Sunday, October 22, 2006


کاهش سرعت برای اینترنت پرسرعت در ایران(رها شايگان)

٭٭٭

در آخرين روزهای دی ماه سال ۱۳۸۳ که تعدادی از شرکت های اينترنتی و مسوولان دولتی در يکی از هتل های تهران با افتخار آغاز ارايه اينترنت پرسرعت به کاربران ايرانی را به اطلاع همه رساندند، هيچ کس تصور نمی کرد اين سرويس جديد که از تمامی پشتوانه های قانونی و حمايت های دولتی برخوردار بود، دو سال بعد چه سرنوشتی پيدا خواهد کرد.
هفته گذشته و به دنبال اعلام سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی مشخص شد که دولت ايران تصميم به محدود سازی اينترنت پرسرعتی گرفته که خود پيش از آن بر توسعه آن تاکيد داشت.
اين تصميم که به تمامی شرکت های ارايه دهنده اينترنت پرسرعت ابلاغ شده بر اين موضوع تصريح دارد که از اين پس ارايه اينترنت پرسرعت با ظرفيت بيش از ۱۲۸ کيلوبيت برثانيه به تمام کاربران اينترنتی (شخصی و عمومی) ممنوع خواهد بود.
حسام الدين عرب زاده مديرروابط عمومی سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی در گفت و گوی خود با خبرگزاری جمهوری اسلامی در اين زمينه گفته است: "اين بخشنامه به دستور وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ايران صادر شده و تا زمانيکه ضوابط و شرايط جديد برای ارايه اينترنت پرسرعت توسط شرکت های PAP ( ارايه دهندگان اينترنت پرسرعت) مشخص شود، قابل اجراست."
فقط کاربران خانگی
آقای عرب زاده در حالی از ضوابط و شرايط جديد برای ارايه اين نوع از خدمات اينترنتی در ايران سخن گفته که بيش از دو سال از تدوين شرايط ارايه اينترنت پرسرعت در کشور می گذرد و هم اکنون در حدود ۲۵۰ هزار کاربر از اين خدمات برای اتصال به اينترنت بهره می گيرند.
چنين محدوديت بی سابقه ای در حالی درباره ارايه اينترنت پرسرعت يا "پهن باند" در ايران اعمال می شود که به گفته مديران شرکت های اينترنتی، تقاضا برای استفاده از اينترنت با سرعت بيش از ۱۲۸ کيلوبيت برثانيه در ماه های اخير رو به افزايش بوده است.
اينترنت پرسرعت طی دو سال گذشته مشکلات فراوانی را پشت سر گذاشته اما طی ماههای اخير رقابت شرکت های اينترنتی در بازار، قيمت اين سرويس های اينترنتی را به شکل قابل توجهی کاهش داده و حتی در مواردی اين قيمت به زير ۱۵ هزارتومان در ماه برای کاربران خانگی رسيده بود.
شرکت های ارايه دهنده اينترنت پرسرعت همچنين توانسته بودند تعداد خطوط اينترنت پرسرعت خود را تا حد قابل توجهی افزايش دهند و عملا دسترسی به "پهن باند" در بسياری از مناطق پايتخت و شهرهای پرجمعيت کشور فراهم شده بود.
هر چند در ابتدا به نظر می رسيد محدوديت اينترنت پرسرعت برای همه کاربران اعلام شده اما ظاهرا هم اکنون اين محدوديت فقط برای کاربران خانگی به اجرا در می آيد و کاربران تجاری و اداری همچنان می توانند با سرعت دلخواه به اينترنت متصل شوند.

دلايل نامشخص

هنوز از دلايل چنين اقدامی توسط وزارت ارتباطات ايران خبر رسمی منتشر نشده اما بسياری از فعالان عرصه خدمات اينترنتی در ايران معتقدند که ممکن است اين دستور از سوی مقامات بالای جمهوری اسلامی اتخاد شده باشد.
مقامات مسئول تنظيم مقررات مخابرات در گفت و گوهای يک هفته گذشته خود حاضر به اعلام دلايل اين کار نشده اند اما در ايران گروهی دلايل امنيتی و برخی نيز دسترسی سريع کاربران به محتوای غير اخلاقی را دليل چنين محدوديتی عنوان می کنند.
مقامات ايران طی سالهای اخير بر سخت گيری های اينترنتی خود از جمله استفاده از فيلترهای قوی و هوشمند اينترنتی افزوده بودند و از همين رو برخی اعتقاد دارند که اين اقدام تازه را بايد ناشی از عدم اطمينان به سيستم های بازدارنده فعلی، مانند فيلترينگ ارزيابی کرد.
رمضانعلی صادق زاده رييس کميته مخابرات مجلس ايران که از جمله نخستين مخالفان چنين اقدام دولت است در يکی از گفت و گو های متعدد خود و در مخالفت با اين موضوع، تاکيد کرده دلايل اخلاقی نمی تواند باعث چنين اقدامی باشد چرا که هم اکنون نيز فيلم های ويديويی در دسترس عموم مردم هستند.
اشاره اين نماينده مجلس به در دسترس بودن فيلم هايی که مطابق قوانين ايران غير مجاز و غير اخلاقی تلقی می شوند، در کوچه و خيابان است که با هزينه اندکی قابل خريداری است. بر اين اساس کمتر کسی حاضر است با پرداخت هزينه و زمان بيشتر چنين فيلم هايی را از اينترنت پياده (دانلود) کند.
بخش خصوصی در تنگنا
به نظر می رسد در ماجرای محدود کردن اينترنت پرسرعت بيشترين ضربه به کاربران و شرکت های خصوصی ارايه دهنده اينترت پرسرعت (PAP) وارد می آيد.
يازده شرکت خصوصی از دو سال قبل تاکنون اجازه يافته اند بدون حضور رقيب دولتی به رقابت در ارايه خدمات اينترنتی بپردازند.
بسياری از اين شرکت ها طی سالهای اخير مشکلات زيادی را برای واردات تجهيزات و نصب آن در مراکز مخابراتی و ارايه آن به کاربران داشته اند و در همين حال همواره از سوی سازمان تنظيم مقررات برای تاخير در راه اندازی اينترنت پرسرعت تحت فشار قرار گرفته اند.
حال به نظر می رسد با کاهش قابل توجه سرعت اينترنت که نارضايتی شديد کاربران فعلی را برانگيخته، رشد آتی خدمات "پهن باند" در ايران و سرمايه گذاری شرکت های اينترنتی در آن نيز با مخاطره و ريسک مواجه شده است.
برخی از خدمات دهندگان اينترنت در ايران معقتدند که کاهش سرعت اينترنت به زير ۱۲۸ کيلوبيت ديگر ارايه "پهن باند" به شمار نمی آيد و اين موضوع و رويگردانی کاربران از اين خدمات آنان را نگران کرده است.
احمد معتمدی وزير سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات که در واقع خود افتتاح کننده پروژه اينترنت پرسرعت بوده در واکنشی به اين اقدام گفته است: "تعداد کاربران و اتصال به پهنای باند ADSL شاخص اصلی در اينترنت است و اگر محدوديتی در کار باشد، عملا همه‌ کاربران حذف می‌شوند".
به گفته معتمدی اعمال محدوديت‌ در قبال پهنای باند روی کاربران، برنامه‌های وزارت فناوری اطلاعات را نيز مختل خواهد کرد و تجارت شرکت‌هايی که نيازمند پهنای باند بالا هستند با معضل مواجه خواهد شد و ICPها دو سوم تجارت خود را از دست می‌دهند.

محدوديت های سابقه دار

اين برای نخستين بار نيست که کاربران ايرانی برای اتصال به اين شبکه جهانی با محدوديت روبه رو می شوند.
زمانی که اينترنت به ايران پای گذاشت تنها قشرهای محدودی به آن دسترسی داشتند و حتی در طی سال های بعد که استفاده از آن همه گير شد، ارايه آن تنها با پرکردن فرم های مشخصات و احراز هويت کاربران و در مواقعی دادن تعهدات لازم برای استفاده نکردن از سايت های غيراخلاقی و امنيتی ممکن بود.
شش سال قبل نيز شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه پرمناقشه ای را درباره خدمات دهندگان اينترنتی به تصويب رساند که در آن به خدمات ندادن به افراد زير ۱۸ سال و همچنين اجبار شرکت های اينترنتی به ذخيره رفتار اينترنتی کاربران اشاره شده بود.
اين موارد از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که با مخالفت های فراوانی در همان زمان روبه رو شد هنوز به اجرا در نيامده است.
ايجاد کميته ای برای تعيين مصاديق سايت های غير مجاز اينترنتی نيز از جمله نتايج مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که به مرجع اصلی فيلترکننده سايت های اينترنتی تبديل شد.
چند سال بعد اما، قوه قضاييه ايران و دادستانی تهران نيز ضمن برخورد با شرکت های اينترنتی، مرجع جديد ديگری را تحت عنوان دفتر اينترنت قوه قضاييه برای کنترل محتوای اينترنتی معرفی کردند.
تعدد مراجع نظارتی و مشخص نبودن خطوط قرمز و تعيين شده و همچنين کمبود دانش فنی باعث شده که بسياری از سايت های اينترنتی به طور اشتباه فيلتر شوند.
برخی کاربران اينترنتی حتی اين گلايه را از شرکت های خدمات دهنده اينترنت دارند که آنها "به دلايل اقتصادی" حتی جلوتر از خط قرمز فيلترينگ حرکت می کنند و محدوديت های فراوانی را برای مشترکان ايجاد کرده اند.

اينترنت ملی

در تهران و شهرهايی که اينترنت پرسرعت قابل واگذاری است عمدتا شرکت های خصوصی و دولتی تجاری از اين سرويس استقبال کرده ند و هم اکنون نيز بخش عمده مشتريان را آنها تشکيل می دهند.
شرکت های اينترنتی در ايران معقدند که کاربران عادی و خانگی ايرانی هنوز با مزيت های اينترنت پرسرعت و امکانات محتوايی آن آشنا نيستند و در صورت رفع اين مشکل، ايران بازار بسيار مناسبی برای ارايه اينترت با سرعت بالا خواهد بود.
مقامات وزارت ارتباطات در دولت فعلی بر ايجاد شبکه اينترنت ملی تاکيد دارند که بر اين اساس کاربران بتوانند به اطلاعات داخلی به سرعت دسترسی پيدا کنند.
اينترنت ملی که برای راه اندازی آن يک ميليارد دلار هزينه پيش بينی شده، با انتقادهای داخلی فراوانی روبه رو شد چراکه بسياری اعتقاد داشتند که اينترنت شبکه ای نيست که بتوان بر آن نام ملی اطلاق کرد.
هم اکنون ضريب نفوذ اينترنت در ايران از ضريب نفوذ کشورهای جنوبی خليج فارس و حتی ترکيه پايين تر و از کشورهايی چون عراق و افغانستان بالاتر است....

يورش تبليغاتی احمدی نژاد به منقدان / دو جلسه با آمار و ادعاهاي خلاف (حميد احدی )

٭٭٭

در پايان هفته ای که بنا به وعده داده شده رييس جمهور قرار بود بدهکاران بزرگ بانک ها را معرفی کند، وی با حضور در دو جمع از دانشجویان هوادار دولت ، اطلاعات و تحليل هائی ارائه داد که به علت ناهمخوانی با واقعيت ها و آمار ها، با تعجب محافل خبری روبرو شد و پيش بينی می شود که در روزهای آينده موضوع گزارش ها و مقالات رسانه ها خواهد بود.
رييس جمهور دو روز بعد از آن که وزارت ارشاد به روزنامه نگاران شاغل در روزنامه توقيف شده شرق امکان کار در روزنامه ديگری [روزگار] را نداده و احزاب مخالف دولت از داشتن روزنامه محرومند ادعا کرد که رسانه ها در اختيار مخالفان اوست و روزنامه ها تمام سال را عليه دولت تيتر می زنند.
در بخش هائی از گفته های رييس دولت در جمع دانشجويان بسيجی که به گزارش خبرگزاری های هوادار دولت با استقبال حاضران روبرو بود، آمار و ارقامی ارائه شده است که به وضوح با واقعيت های منتشر شده نمی خواند. بار ديگر مافیا وی در حالی که بارها از مافيای نفت سخن گفت و وقتی از وی پرسيده شد که پس چرا اين مافيا را معرفی نمی کند گفت از هر که گفته سئوال کنيد در سخنرانی روز شنبه خود نيز بار ديگر از مافيا سخن گفت منتهی اين بار مافيا را به کل ادارات دولتی تسری داد اما باز بدون بردن نامی از کسی جای انکار باقی گذاشت.متن گفته محمود احمدی نژاد چنين بود: "یک عده می گویند احمدی نژاد ما را می کوبد. من هنوز چیزی به مردم نگفته ام. من هنوز به مردم نگفته ام چه دولتي را تحویل گرفتم. هر گرهی را باز می کنیم یک ردپایی از مافیا را می بینیم. حق ما این بود که یقه کسانی که خوردند و بردند را بگیریم و بگوییم چه کردید"
رييس جمهور در جای ديگر سخنرانی برای دانشجويان بسيجی گفت «می گویند تمام نیروهای انقلاب را کنار گذاشته اید. حالا این 100 نفر شدند تمام نیروهای انقلاب. چرا انقلاب را منحصر در خودتان می بینید. آن جانباز 70 درصد نیروی انقلاب نیست و آن کسی که تا اهواز هم نیامده نیروی انقلاب است. بله 16 سال مدیر بوده اند و نیروی انقلاب شده اند! حالا شما کمی استراحت کنید تا دیگران بیایند.
اين سخنان از آن جا اهميت دارد که بنا به اظهارات رسمی تنها در وزارت کشور بيش از هزار پست تغيير کرده و حدود هزار و پانصد نفر از کسانی که مشغول کار بودند حذف شده اند. تقليل تغيير يافته ها به صد نفر نشانه بی دقتی است.
«سال گذشته ما هزینه های عمرانی را افزایش و مصرف ارز را کاهش دادیم. می گویند:دولت ارز را حیف و میل می کند؟ مگر ما خلاف مصوبه مجلس می توانیم عمل کنیم. ما فقط گفتیم تند تند خرج و جذب می کنیم، که انجام داديم... همیشه غصه مدیران کشور این بود که چرا بودجه عمرانی نسبت به بودجه جاری این قدر کم است. در سال 83 بودجه عمرانی 7/19 درصد بودجه کل بود که ما این بودجه را افزایش دادیم. تمام هزینه ای مصرفی دولت را زیر ذره بین برده ایم. میلیاردها تومان از این هزیته ها کاسته ایم. حالا بگویند دولت کار علمی نمی کندآمار ارائه شده توسط رييس دولت در چند جا نادرست است. هزينه های عمرانی افزايش يافته اما بنا به گزارش رسمی بانک مرکزی مصرف ارز بيش از دو برابر افزايش يافته است. ادعای اين که در سال 83 بودجه عمرانی نوزده و هفت در صد بوده کاملا کذب است و رقم صحيح که باز توسط منابع دولتی ارائه شده است بالاتر از چهل و نه در صد است.
حل مشکلات«یک هماهنگی بی سابقه در دولت وجود دارد. ما معضل 20 ساله کشاورزان را حل کردیم. قبلا کشاورزان که محصولشان را می فروختند، حداقل 8 ماه بعد مبلغش را دریافت می کردند و حتی برخی پرداخت ها تا پنج سال به تاخیر می افتاد. ولی امسال با تلاش و هماهنگی وزیر بازرگانی و وزیر جهاد کشاورزی، کشاورزان به روز که محصولشان را می فروختند، مبلغشان را دریافت می کردند. به اضافه آنها اینکه در متمم بودجه سال 84 یعنی اولین متمم بودجه دولت نهم تمام طلبکاری های کشاورزان از سال 74 تا 83 را ما پرداخت کردیم.»
"حل مشکلات کشاورزان" در حالی که بيش ترين شکايت مردم و سئوال های نمايندگان مجلس درباره عملکرد وزارت بازرگانی و وزارت جهادکشاورزی است و از جمله به گفته نمايندگان گيلان چای کاران و برنج کاران دچار مشکلات اساسی شده اند و باغداران به علت واردات بی رويه با ورشکستگی روبرو گشته اند، از جمله ادعاهای غيرقابل اثبات است.
برنامه ديگر رييس جمهور بنا به نوشته خبرگزاری های وابسته به دولت حضور سرزده وی در جمع دانشجويان امام صادق است که در آن جا دوساعت برای دانشجويان سخن گفته است از جمله تاکيد کرده که " بدون ترديد انتقادپذيرترين دولت پس از انقلاب همين دولت است. هيچ دولتي در يكسال اول به اين مقدار در تيتر اول روزنامه ها تخريب نشده است. سابقه نداشته دولتي مورد تندترين انتقادات قرار بگيرد و عكس العمل هم نشان ندهد. دولت قبل در چهار سال اولش مورد انتقاد قرار نگرفت. من خودم اهل نظر بودم. مقاله مي نوشتم؛ سخنراني مي كردم. امابا اینکه ما بسيار ملاحظه دولت و مسئولين دولت را مي كرديم،يادم هست كوچكترين انتقاد به دولت اينگونه جواب داده مي شد که مي گفتند باند جنايتكار ضد توسعه سياسي و ضد مردم مي خواهد عليه دولت توطئه كند..
آمار انتقادهااين ادعا در حالی که قوه قضاييه در سال های اول دولت اصلاحات نزديک به صد نشريه اصلاح طلب را تعطيل کرد و نود در صد روزنامه ها در دست همفکران احمدی نژاد بود، ناشی از بی دقتی است و اين ادعا که سابقه نداشته دولتی مورد انتقاد قرار گیرد و واکنش نشان ندهد صفتی است که در مورد دولت محمد خاتمی اثبات شده است اما در مورد دولتی که وزارت ارشادش عرصه را بر اهل نظر تنگ کرده و روزنامه های ميانه رو هم تحمل نمی شوند جای تامل دارد.
در بخشی از همين ديدار، احمدی نژاد نکته گوئی مرحوم مدرس درباره عبدالحسين ميرزا فرمانفرمائیان را که در صورت جلسات مجلس ثبت است به نام رضا خان [شاه] نقل می کند و به نوشته خبرگزاری خنده حضار هم بلند می شود.
در پايان روز پرکاری که در هر دو مناسبت آن منقدان متهم به مافيا شدند احمدی نژاد همچنین در ادامه در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که خواستار سعه صدر بیشتر دولت در برابر انتقادات شده بود گفت : من ندیدم کسانی که از دولت انتقاد می کنند ، انگ خاصی بخورند. شما دیده اید؟"
در هر دو اين ديدار ها رييس دولت تاکيد کرد که دولت به لحاظ اطلاع رسانی قوی عمل نمی کند.....



Thursday, October 19, 2006


نگاه هفته / کشک (مهرداد شيباني)

٭٭٭

هفته پايان مهرماه 1384 را مي توان در تاريخ ايران به نام "هفته کشک" ثبت کرد. هفته اي که با ادعاي ارتباط محمود احمدي نژاد با خدا شروع و با کشک خواندن همه حوادث مهمي که ايران را در مخاطره جدي قرار داده است، پايان گرفت.
درست روز پنج شنبه ـ پايان هفته ايراني- بود که خانم کونداليزا رايس وزير خارجه آمريکا گفت: "ما هماهنگ با اروپا پيش مي رويم. اين همآهنگي از ماه فوريه شروع شده. وقتي آژانس انرژي اتمي اعلام كرد كه غني سازي و پروسه اورانيوم درايران قابل قبول نيست ما به سمت قطعنامه ماه جولاي رفتيم. اكنون نيز همآهنگي لازم براي نشان دادن عكس العمل لازم در برابر ادامه سياست اتمي ايران جريان دارد و نتايج آن را ظرف چند هفته آينده خواهيد ديد."
و از روز شنبه خبر در پي خبر آمد. جلال طالباني رئيس جمهور عراق از ايران و سوريه خواست به ثبات عراق کمک کنند. سياستمدار کهنه کار حرفي را در لفافه زد که آشکارش را جرج دبليو بوش بر زبان آورد: "خشونت ها در عراق کار ايران است." وزير خارجه آلمان که دولت دست راستي آن دست راست آمريکا در سياست جهاني است، دامنه خطر جمهوري اسلامي را به همه دنيا گسترش داد. فرانک والتر اشتر ماين گفت: "برنامه‌‏‌‏هاي هسته‌‏اي ايران تهديد بزرگي براي صلح جهان است."
همان روزسايت بازفلش نوشت: "اكتبر، نشانه هاي حمله آشكار خواهد شد. دو ناواتمي جنگي امريكا، براي حمله به ايران به هم وصل مي شوند.جمهوريخواهان با دو هدف حمله به ايران را جلو انداخته اند:1- موقعيت جمهوريخواهان درانتخابات نوامبر خراب - است و بوش به يك پيروزي نيازمند است. 2- قبل از شكست در انتخابات ماه نوامبر و ترك كاخ سفيد، كار ايران را تمام كنند."
روز يکشنبه که ايران به علت سوگواري تعطيل بود، خبر جديدي منتشر نشد. اما دوشنبه خبرهاي د اغي داشت. اولي مربوط به شرکت كويت و بحرين در مانور نظامي – دريائي امريكا بود که در آب هاي خليج فارس انجام مي شود. اين مانور تا قبل از پايان ماه اكتبر[ ماه جاري] انجام خواهد شد و علاوه بر كويت و بحرين، احتمال مي رود برخي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس نيز در آن حضور يابند. اين مانور "جلوگيري از دست يابي ايران به سلاح اتمي و موشك هاي بالستيك" نام دارد.
دومي سخنان نخست وزير اسرائيل هنگام سفر به روسيه بود: "تهديد اتمي ايران، محوري را از ميانه روي در منطقه بوجود آورده است. با نخست وزير لبنان بزودي ملاقات خواهم داشت [احتمالا پس از بازگشت از مسكو] و با محمود عباس رئيس جمهور فلسطين خودگران نيز در ماه فوريه ملاقات خواهم كرد كه تاريخ آن بعدا اعلام خواهد شد. در دوران اخير پيام هاي مهمي از جانب كشورهاي عربي دريافت كرده ايم كه همگي متمايل به صلح با اسرائيل اند. من خوشحالم كه يك محور ميانه از كشورهاي عربي تشكيل شده است تا در برابر ايران در منطقه عمل كند. بسياري از كشورهاي عربي اكنون متوجه خطر ايران شده اند. ايران اگر به سلاح اتمي دست پيدا كند، اين سلاح را دراختيار گروه هاي طرفدار خود مانند حزب الله در لبنان مي گذارد. اسرائيل بدون كوچكترين تعلل پيشاپيش كشورهاي جهان براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح اتمي حركت مي كند. محور ميانه اي كه از آن ياد كردم در پي صلح عربي با اسرائيل و مقابله با ايران است."
سخناني که سخت بوي خون و جنگ مي دهد. تلاش براي جداکردن کامل روسيه از جمهوري اسلامي و تشکيل جبهه واحد از کشورهاي اسلامي که قرار بود در ماجراي اخير لبنان با حزب الله لبنان همراه شوند و اسرائيل را از ميان ببرند.
و همه اين تدارکات براي رويدادي است که 40 هزار فيزيکدان آمريکائي مي کوشند مانع آن شوند. سايت پلانت پريسون روز سه شنبه نوشت: "امريكا درحال حاضرحتي از زماني كه سلاح اتمي را در ناكازاكي به كار برد در بكارگيري آن نزديك تراست. امسال براي اولين بار درتاريخ امريكا، شمار اعضاي جامعه فيزيكدانان امريكا به 40 هزارعضو رسيد. آنها با صدور بيانيه اي نسبت به استفاده امريكا از سلاح هاي اتمي عليه ايران ابراز نگراني كردند."
و درست در همين موقع، محمود احمدي نژاد هم از رابطه اش با خدا پرده برداشت و هم پاس بسيار زيبائي داد تا تندروهاي مذهبي همتايش در آمريکا بتوانند آبشار اتمي را در ايران عزيز ما بکوبند: "امروز تمام ملت ايران خواهان دستيابي به سلاح صلح آميز هسته اي است. با توكل به خدا قسمت اعظم دستيابي به فناوري صلح ‌آميز هسته ‌اي را طي كرده ‌ايم و تا دسترسي كامل به قله فناوري هسته ‌اي يك «ياحسين» ديگر باقي نمانده است."
عصر همان روز که اين سخنان عوامفريبانه در جهان منتشر شد، يکي ديگر از "عکس العمل هاي" مورد نظر وزير خارجه آمريکا در بيانيه اتحاديه اروپا انعکاس يافت: "وزراي خارجه‌ اتحاديه‌ اروپا توقف فوري برنامه‌هاي هسته‌ اي ايران و کره‌ شمالي را خواستار شدند. وزراي خارجه‌ اتحاديه‌ اروپا از تهران خواستند تا به پاي ميز مذاکرات بازگردد و اعلام کردند که خودداري ايران از انجام مذاکره با اتحاديه‌ اروپا اين بلوک را ناچار کرده تا مشورت‌ها در خصوص تحريمات احتمالي درباره‌ ايران را آغاز کند."
و رئيس جمهور مقدس که مي کوشد با دستورهاي جنجالي، تغيير در مديران اقتصادي و برکناري روساي بانک هاي مهم بر اقتصاد در آستانه فروپاشي جمهوري اسلامي سرپوش بگذارد، همه اين رويدادها را با لحن "چاله ميداني" کشک خواند. او گفت:" دشمن هيچ وقت با ما درگير نخواهد شد و حمله به ايران كشك است. وقتي به دوستان مي گويم درموضوع هسته اي پيروزيم وكار تمام است و آنها نمي توانند كاري بكنند و از نظر قانوني و حقوقي درافكار عمومي خلع سلاح شده اند و افكار عمومي جهان با ماست و خدا دورشان زده است، مي گويند احمدي نژاد حرف هاي آسماني مي زند و بعد شروع به مسخره كردن مي كنند."
بعد از اين سخنان بود که برخي ازمطبوعات جهان از در روزهاي پاياني هفته از حمله به ايران "رمز گشائي" کردند. سانفرانسيسکو کرونيکل نوشت: "ايران سيستم دفاع هوايي خود را در اطراف برخي از اهداف مشخص خود متمرکز کرده است. مثلا در اطراف تاسيسات غني سازي اورانيوم در نطنز، واقع در جنوب تهران و در اطراف راکتور آب سنگين اراک مستقر در جنوب غرب تهران. راکتور هسته اي ايران در بوشهر نيز که توسط روسيه طراحي شده از تاسيساتي است که در اطراف آن تجهيزات دفاعي مستقر شده است."
در هفته اي که انتخابات شوراها کليد زده شد، دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک در اعتراض به دستگيري کيوان انصاري دست به اعتصاب زدند، علي فلاحيان هم به صف مدافعان هاشمي رفسنجاني پيوست و مهدي کروبي همچنان اميدوار به تائيد نامزدهاي حزب خود توسط شوراي نگهبان است، بادها ي پائيزي توفاني تر شدند.
تاريخ نشان خواهد داد اين حوادث "کشک" است يا خطرناک ترين تهديدي که در صورت وقوع، ايران را به جهنم تبديل خواهد کرد....



Tuesday, October 17, 2006


معجزه محمودی (ابراهیم نبوی)

٭٭٭

محمود احمدی نژاد، دیروز گفت: « خيلي وقت‌ها در موضوع هسته‌اي من به دوستان مي‌گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت مي‌كنند، اما دوستان باور نمي‌كنند و مي‌گويند تو به جايي وصل هستي! (1) من مدام مي‌گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمي‌داند چگونه موضوع را جمع كند. اما دوستان مي‌پرسند تو حرف‌هاي آسماني مي‌زني! بعد ما را مسخره مي‌كنند!(2) باور كنيد ما از لحاظ حقوقي و از ديد افكار عمومي امروز كاملاً موفق بوده‌ايم. من اينها را از روي اطلاع(3) مي‌گويم. يكي از من پرسيد: فلاني! مي‌گويند تو ارتباط داري. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه كسي؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم.(4) .... همين دوستان مي‌نشينند و مي‌گويند احمدي‌نژاد حرف‌هاي عجيب و غريب مي‌زند(5). خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزي و اين معجزه را نشان مي‌دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل كوه شتر بيرون بيايد(6) تا دوستان قبول كنند معجزه را.»
محمود معجزه دلایل و شواهد معجزات اخیر را به این شرح اعلام کرد:
دلیل اول معجزه: دانش‌آموزان آمريكايي مي‌گفتند اينجا نمي‌گذارند ما صداي شما را بشنويم. اين دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد. ما صدايتان را پشت بلندگوي مدرسه مي‌گذاريم تا همه بفهمند شما چه مي‌گوييد.

توضیح: وقتی یک گروه دانش آموز آمریکایی از یک ایرانی که اسم لابی هتل را بلد نیست، می خواهند که به زبان فارسی برای آنها بصورت تلفنی پیام بدهد( تا در یک مدرسه بچه های آمریکایی صدای او رابه فارسی بشنودند و بفهمند که احمدی نژاد چه می گوید) این قطعا یک معجزه است. وگرنه خدای ناکرده اسم دیگری پیدا می کرد که چون سانسور می شود خودم نمی نویسم.
توضیح دوم: اصلا مهم نیست که در همان هفته شبکه های مشنگ آمریکایی کلی تصاویراحمدی نژاد را پخش کردند، مهم این بود که دانش آموزان می خواستند حرف های بدون سانسور رئیس جمهوری را گوش کنند که يک وزارت خانه برای سانسور دارد.
دلیل دوم معجزه: در هتل محل اقامت ما چيزي قريب به يكصد دانشجوي دختر و پسر – كه هيچكدام پوشش و تيپ حزب‌الهي هم نداشتند! – به كارآموزي مشغول بودند. يكي از شب‌ها كه بسيار دير وقت به هتل بازمي‌گشتم، متوجه شدم كه دوره كارآموزي اين افراد به پايان رسيده و آنها در چي چي هتل! ( مستمعين: لابي هتل) منتظر مانده‌اند تا برگه‌هاي كارآموزي‌شان را من امضاء كنم! من به آنها گفتم: برگه‌هاي كارآموزي‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصراركردند كه مگر تو احمدي‌نژاد نيستي؟ پس بايد برگه‌هاي ما را امضا كني!

توضیح معجزه دوم: در آخرالزمان مردم مشتگ می شوند، مثلا عده ای که در یک هتل کارآموزی می کنند، برگه کارآموزی شان را به جای اینکه مدیر هتل امضا کند، رئیس جمهور کشوری امضا می کند که ربطی به موضوع ندارد، و طبیعتا چون این موضوع عقلانی نیست، احتمالا معجزه است.
توضیح در توضیح: احتمالا این افراد از احمدی نژاد خواسته بودند که به آنها امضا بدهد که به دوستان شان بگویند که این یارو نه تنها دیوانه نیست، بلکه آدم جالبی است که امضا کردن هم بلد است، این بنده خدا هم متوجه موضوع نشده و به جای امضای دفترچه آنها برگه کارآموزی هتل را امضا کرده و اصولا یکی از نشانه های ظهور امام زمان امضای برگه کارآموزی هتل توسط آدمهای نامربوط است. الآن تمام این گروه با این مشکل مواجهند که برگه کارآموزیش ان امضای احمدی نژاد دارد ونمی دانند با این امضای چه کنند.
دلیل سوم: در جزيره بالي تعدادي زيادي از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد مي‌زدند: Ahmadinejad, we love you (احمدي‌نژاد ما عاشق تو هستيم).
توضیح: به نظر من این یکی واقعا معجزه است که عده ای حتی در یک جزیره ای مثل بالی جمع شوند و به احمدی نژاد بگویند احمدی نژاد! وی لاو یو! با این حساب مایکل جکسون که در هر کنسرتش دویست نفر غش می کنند، ام المعجزات است. و اصولا هر یک نفری که به احمدی نژاد بگوید آی لاو یو، یا دیوانه است یا عضو انجمن روشندلان مرحوم باغچه بان است، یا معجزه شده است. يادتان باشد که موضوع در جزيره عشق و حال که بالی باشد اتفاق افتاد. همان جائی که وقتی توفان آمد و عده ای را کشت به نظرم خزعلی بود که گفت اين ها مکافات گناهان خود [ مقصود بی کينی و يا تاپ لس است] را گرفتند. اين افراد وقتی اين حرف ها را بزنند حتما معجزه است. اگر دروغ نباشد.
دلیل چهارم معجزه: در كشور چين دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه‌ريزي كردند و سازماندهي كردند و ابراز علاقه به ما مي‌كردند.

توضیح: اصولا وقتی در کشور چین عده ای در ساعات نیمه شب به دیدار احمدی نژاد می آیند، و کارهایی می کنند که احمدی نژاد تا به حال آنها را ندیده است ( مثل برنامه ریزی و سازماندهی و ابراز علاقه) بخصوص در ساعات دیر وقت که ابراز علاقه و سازماندهی و برنامه ریزی ممکن است قاطی شود، ماجرا بیشتر به معجزه شباهت دارد. به خصوص که بعد از اين حرکات معجزه گر هنوز زنده است و راست راست راه می رود.
توضیح اضافه: به نظر شما این دانشجویان چینی برای چه چیزی سازماندهی و برنامه ریزی می کردند؟ آیا برای ابراز علاقه برنامه ریزی و سازماندهی می کردند؟ این ابراز علاقه در آن ساعات نیمه شب چه مساله پیچیده ای بود که احتیاج به سازماندهی و برنامه ریزی داشت؟ آیا برای برنامه پنج ساله بعدی ابراز علاقه همراه با سازماندهی کردند؟
دلیل پنجم معجزه: در يكي از همين كشورهاي اطراف هم يك مورد تا ساعت 2 نيمه شب تقاضاي ديدار با ما را داشتند.

توضیح معجزه: اصولا وقتی احمدی نژاد کارش در سفر انجام می شد می دید که عده ای در بیرون هتل منتظر او هستند، و طبیعتا تقاضای دیدار دارند. البته معلوم نیست کجای این کار معجزه است، کسی که ساعت پنج صبح برای بازدید سازمان میراث فرهنگی میرود، طبعا ساعت سه صبح صبحانه می خورد، ساعت چهار صبح اجلاس مطبوعاتی می گذارد و ساعت 2 نیمه شب به ملاقات با آدمهای بیکار می پردازد. دقت کنید که عکس همه این معجزات در آرشیو موجود است. "مورد" که اصطلاحی است مربوط به دورانی که احمدی نژاد عضو بسيج و يا اطلاعات بود حالا تحت تعقيب است.
احمدی نژاد گفت: اينها اتفاقات و مواردي هستند كه حتماً نمي‌توان از طريق اخبار به شكل درست آنها را منتشر كرد، رسانه‌ها و اخبار از پوشش اين موارد ناتوانند.

اين اتفاق ها و "مورد" ها بزودی شناسائی و بعد از تخليه اطلاعاتی توسط برادر حسين و حسن افشا می شوند
.زیر نویس ها: 1
) تو به جایی وصل هستی.منظور دوستان این بوده که تو اکر به یک جایی وصل نیستی، با این کارها چرا نمی افتی پائین؟ و اگر وصل هستی چرا باعث سقوط آن سر سيم نمی شوی؟
2) بعد ما را مسخره می کننداین موضوع هیچ ربطی به اظهارات اخیر ندارد و ظاهرا ملت و دوستان ایشان بطور طبیعی و با خواندن همه مصاحبه های ايشان به چنين کاری مشغولند.
3) این را با اطلاع می گویم به عنوان جنبه طنز موضوع بیان شده است.
4) با خدا ارتباط دارمیعنی مسوول تمام این رفتارهای مشنگانه و اشتباه [مثل سفرهای استانی که معجزه بود و ده بار هم برادر حسین درباره اش سرمقاله نوشت اما بالاخره يک نامه به وب لاگ بهانه شد که تعطيل شود تا بيش از اين گندش در نيامده . البته که اين ها همه دست خداوند متعال است و طرف از حالا اعلام کرده که من هیچ تقصیری ندارم. انا بشر مثلکم.
5) احمدی نژاد حرف های عجیب و غریب می زندمنظور این است که حرف ها و کارهایش کمابیش به هم شبیه است. این موضوعات اتفاق می افتد.
6) در قرن چهارده که نباید از دل کوه شتر بیرون بیاید. ...وقتی در قرن چهارده [ البته معلوم نشد که از کی معجزات الهی به تاريخ شمسی رخ می دهد] از دل صندوق [...] بيرون می آید البته که کمتر از معجزه شتر از کوه نيست. تازه ممکن است از از آسمان خر پرنده بر زمین بنشیند، از زیر آب میمون زیرآبی برود و از دل کوه شتر یا از دل شتر کوه بیرون بیاید. والله ديگر يک سالی است که هيچ چيز بعيد نیست.....



Monday, October 16, 2006


احمدي نژاد از ارتباط خود با خدا گفت: / معجزه فقط خروج شتر از کوه نيست (مريم دستگير )

٭٭٭

محمود احمدي نژاد بارديگردر مراسم افطاري با اعضاي جامعه مهندسين از اتصال خود به آسمان خبرداد. او گفت که برخي دوستانش به او مي گويند که به جايي وصل است. رييس جمهوري که گفته بود مي خواهد درجمع حاضر با برخي دوستان شوخي کند گفته است که "خيلي وقت‌ها در موضوع هسته‌اي من به دوستان مي‌گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت مي‌کنند. اما دوستان باور نمي‌کنند و مي‌گويند تو به جايي وصل هستي! من مدام مي‌گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمي‌داند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان مي‌پرسند تو حرف‌هاي آسماني مي‌زني! بعد ما را مسخره مي‌کنند!"
به نوشته ايرانيوز که به ارائه گزارشي ازاين جلسه پرداخته، او سپس افزوده است: "باور کنيد ما از لحاظ حقوقي و از ديد افکار عمومي امروز کاملاً موفق بوده‌ايم. من اينها را از روي اطلاع مي‌گويم. يکي از من پرسيد؛ فلاني مي‌گويند تو ارتباط داري. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه کسي؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهي از کفار بر مؤمنين باز نمي‌شود.اما همين دوستان مي‌نشينند و مي‌گويند احمدي‌نژاد حرف‌هاي عجيب و غريب مي‌زند. خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزي و اين معجزه را نشان مي‌دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. "
او همچنين گفته است که به مانند خودش به جورج بوش نيز الهام مي شودمنتها ازنوع شيطاني اش: "اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعني به ايشان هم الهام مي‌شود. البته نه از نوع آقاي الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطاني‌اش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام مي‌کند."
رييس جمهوري درخصوص مساله هسته اي نيزگفت: "البته آنها خودشان الان در منجلاب مانده‌اند يعني نمي‌دانند با ما چه کنند. ما هم يک ميلي‌متر عقب نمي‌رويم. اول به اين دليل که اگر کمي عقب بنشينيم يعني حتي اگر تعليق را براي يک روز قبول کنيم، آنها مي‌گويند پس اينها تحت فشار عقب‌نشيني مي‌کنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا مي‌گويند که اينها غني‌سازي‌شان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزي به دست آورديم؟ البته همان زمان خيلي‌ها مي‌گفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقي مي‌افتد؟ ما چه چيزي را از دست مي‌دهيم؟ من الان مي‌گويم که ما به لطف خدا بسياري از مسير را جلو آمده‌ايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند."
احمدي نژاد درخصوص حرکت ناو آيزنهاور به سوي آبهاي خليج فارش گفت: "اين هم از آن حرف‌هاست. من الان مي‌گويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو مي‌آيند که بيايند. حالا برخي در ايران اين خبرها را در بوق کرده‌اند که ۲ ناو دارند مي‌آيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها مي‌رفتند چيزي نمي‌گفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها مي‌آيند يعني ممکن نيست اتفاقي بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم مي‌شود نقشه‌اي دارند."
احمدي نژاد، دوستت داريم
به گزارش ايرانيوز، احمدي نژاد گفته که امروز مباني نظري و روحيات مردم نه تنها در منطقه که در کل جهان درحال تغيير است و اين همان صدور انقلاب است که امام (ره) سالها پيش ترسيم نموده بودند: "بر اين اساس ما امروز همان روحيه و انگيزه‌اي که در شرق آسيا مشاهده مي‌شود را در ميان مسيحيان و از آن جالب‌تر در ميان «بودائيان» هم مشاهده مي‌کنيم."
او سپس به ذکرخاطراتي ازسفرخودبه اندونزي پرداخته: "در هتل محل اقامت ما چيزي قريب به يکصد دانشجوي دختر و پسر – که هيچکدام پوشش و تيپ حزب‌الهي هم نداشتند! – به کارآموزي مشغول بودند. يکي از شب‌ها که بسيار دير وقت به هتل بازمي‌گشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزي اين افراد به پايان رسيده و آنها در چي چي هتل! (در اين هنگام تعدادي از مستمعين خطاب به احمدي‌نژاد کلمه لابي را يادآوري کردند) منتظر مانده‌اند تا برگه‌هاي کارآموزي‌شان را من امضاء کنم! من به آنها گفتم: برگه‌هاي کارآموزي‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدي‌نژاد نيستي؟ پس بايد برگه‌هاي ما را امضا کني! جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامي چون خود من داشتند يعني ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردي بود که اندامي بزرگ و چهره‌اي متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايي و او پاسخ داد: آلماني هستم. گفتم : خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد؛ آ مريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند."
او افزوده است: "در ادامه همان سفر به جزيره بالي وارد شديم، برنامه‌ها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومي – مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصي و ... در اين ميان تعدادي زيادي از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد مي‌زدند: Ahmadinejad, we love you (احمدي‌نژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايي که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه‌ريزي کردند و سازماندهي کردند و ابراز علاقه به ما مي‌کردند. اواضافه کرده است که درآمريکا هم با چنين برخورد هايي مواجه بوده است:" دانش‌آموزان آمريکايي مي‌گفتند: اينجا نمي‌گذارند ما صداي شما را بشنويم. اين دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوي مدرسه مي‌گذاريم تا همه بفهمند شما چه مي‌گوييد. احمدي نژاد درپايان گفته است که در اين ميان ما ۲ وظيفه مهم داريم:" اول اين که بايستيم و پايداري کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم."
يک نيرويي ما را حرکت مي داد
سخنان احمدي نژاد درخصوص ارتباط با خدا و درحالي مطرح مي شود که پيش ازاين ادعاي وي در جلسه ديدار با آيت الله جوادي آملي در مورد "احاطه شدن توسط هاله اي نوراني" در هنگام سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل، جنجال زيادي آفريده بود. وزير علوم احمدي نژاد نيز سال گذشته هنگامي که رييس جمهوري براي شرکت دراجلاس سران کشورهاي اسلامي به عربستان سفرکرد حرف هاي مشابهي زد که مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. وي درسخناني گفت: "ما براي جلسه‌ي افتتاحيه به آنجا رفته بوديم، همه در يك سالن بيرون جلسه نشسته بوديم و بعد اعلام شد كه به داخل جلسه برويم، بعضي‌ها بلند شدند و سريع به سر جايشان رفتند، بعد گفت ناخودآگاه - اصلا چيزي نبود - ما كه بلند شديم، پادشاه عربستان هم بلند شد و اصلا مثل اينكه برنامه ريزي شده بود - اينها واقعا عنايات الهي است - كه جلسه‌ي افتتاحيه اين طوري تلقي شود كه من و پادشاه عربستان داريم افتتاح مي‌كنيم، با هم وارد سالن شديم، تمام تلويزيون‌ها دارند نشان مي‌دهند، به افتخار ما دست مي‌زنند و گفت ما واقعا احساس كرديم يك نيروي ديگري ما را حركت داد ... ديديم پادشاه عربستان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم، حالا همه‌ي سران نشسته‌اند آنجه، يك دفعه ايشان چنين چيزي گفت، نشستيم آنجا، تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند، ايشان اصرار كه بيا بشينيم يك گپ برادرانه‌اي بزنيم، مي‌گفت اين اصلا براي همه‌ي مهمان‌ها عجيب بود، مي‌گفت من اينها را فضل الهي مي‌ديدم ... بعد از اين ديديم دانه دانه تمام سران كشورهاي اسلامي دارند به پيش ما مي‌آيند و اصرار دارند كه ما به كشورشان برويم، اصلا اصرار دارند كه ما 10 دقيقه با آنها حرف بزنيم، اين خيلي مهم است. بعد مي‌گفت وقتي سخنراني ما تمام شد، يك موجي از شادي در بين تمام روساي كشورها ايجاد شد، حالا اسم نمي‌برم، ايشان در جلسه اسم بردند، حتي بعضي‌ها را اسم بردند كه خدا مي‌داند اصلا آدم باورش نمي‌شود، اينها آمده‌اند پيش من و گفتند كه خدا خيرت بدهد، تو آبروي ما مسلمان‌ها را خريدي، تو هويت دادي به اسلام، تو حرف درد دل ما را زدي، حتي آنها كه بر حسب ظاهر با امريكا رابطه دارند. از چند تا كشورها اسم بردند كه وقتي همراهان آن كشورها وقتي رهبر آن كشور حرف مي‌زدند، خودشان هم كفي نمي‌زدند، مي‌گفت وقتي كه ما صحبت كرديم، همه مشت‌ها گره كرده، حالت هم مرگ بر امريكا و هم درود بر شما..."
سانسور سخنان احمدي نژاد توسط رياست جمهوري!
پايگاه خبري "ايرانيوز" در حالي در گزارش ديروز خود اظهارات احمدي نژاد در مورد اتصال به منابع الهي را مورد اشاره قرار داده که دفتر امور رسانه‌اي رياست جمهوري، در خبري که از اين ديدار براي خبرگزاري هاي مختلف ايران ارسال کرده (و در تمام آنها، به يک صورت چاپ شده) کوچکترين اشاره اي به اظهارات مزبور نکرده است. اقدامي که شايد بتوان دليل آن را، پرهيز مديران ارشد رياست جمهوري - يا شخص وي - از تکرار واکنش هايي دانست که پيشتر، در پي ادعاهاي مشابه رييس جمهور (به ويژه ادعاي احاطه وي توسط "هاله نور") صورت گرفته بود. ادعاهايي که هر بار، نه تنها توسط مخالفان ريس جمهور، که حتي از سوي هم جناحان وي نيز با انتقاد و ابراز شگفتي مواجه شدند.
متن خبر ايرانيوز از سخنان احمدي نژاد در مراسم افطاري با اعضاي جامعه مهندسين:http://www.iranews.org/Viewnews.asp?@=40720
متن خبر - يکسان - چاپ شده از همين اظهارات در خبرگزاري هاي مختلف:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8507230210

.......